از راه راه نترسید: همه چیز بیشتر تغییر می کند


مدتی گذشت ، عذرخواهی من ، اگر با صبر و حوصله منتظر باشید که بعد از آن چه خواهد شد! باور کنید من با شما هستم. در حال حاضر من اینجا روی نیمکت نشسته ام و در حال تایپ کردن iPad خود هستم ، که سال گذشته آن را خریدم تا برای نقاشی منظم از آن استفاده کنم. در عوض ، من بیشتر خواندم ، که چندان بد نیست ، اما مطمئناً قصد اصلی من نیست.

به هر حال من هنوز گیر کرده ام! اما من یک خبر هم دارم: حدود یک هفته پس از آخرین پست خود در اینجا اخراج شدم. بنابراین من وقت آزاد زیادی داشتم و خیلی فکر کردم که بعد کجا باید بروم. من در ابتدا واقعاً از این موضوع ناراحت بودم ، اما اکنون می بینم که شاید این چیز خوبی بود ، شاید؟ سعی می کنم مثبت بمانم

دوباره شروع کردم به نقاشی ، در نگاه اول! برای دیگری متوجه شدم که واقعاً دوست دارم از کار لذت ببرم و در کارهای اداری خوب هستم. من از کمک به مردم و اینکه یک سیستم پشتیبانی خوب هستم لذت می برم. من مطمئن نیستم که جاه طلبی های بالاتری برای یک حرفه رسمی دارم. همچنین ، آخرین باری که تمام تلاش خود را برای هنرمند شدن انجام دادم ، احتمالاً آن را نیمه کاره انجام دادم و در عین حال موفقیت خوبی داشتم. بنابراین شاید اگر این بار اجرا کنم ، اگر نتوانم کل زندگی خود را از آن بیرون بیاورم ، واقعاً بتوانم زندگی خود را بیشتر کنم؟ امیدوارم بتوانم از این زمان “رایگان” استفاده کنم تا فقط alltlltreaddddy باشد. خوب است که اکنون این آزادی را داشته باشید. من سعی می کنم با نقاشی ام ترک ایجاد کنم ، اما کمی طول می کشد.

من نیز کاملاً معتاد به سرپرستی شده ام. دست خرد کن و دستمال. زمانهای فوق العاده ای مورد نیاز است ، اما من دوست دارم از روشهای سنتی انجام این کار استفاده کنم. دوست دارم بتوانم روی مبل بنشینم و کار خوب و مفیدی انجام دهم. امروز مجبور شدم استراحت کنم چون دست ها و بازوها و شانه هایم از اولین جلسه دیروز دستبندم درد می کرد. بار اول !! فکر می کنم به آن علاقه دارم.

سرانجام ، خبری که منتظر آن بودید: آیا من هنوز روی غذایم کار می کنم؟ پاسخ بله است. من حدود یک پوند در هفته از دست می دهم و چیزی نمی گیرم. سعی می کنم فقط وقتی گرسنه هستم غذا بخورم و حدس می زنم نوعی روزه داری متناوب بودم اما نه به طور رسمی. من همچنین آنچه را که می خواهم می خورم ، اما سعی کنید زیاد آشغال نخورید. این تنها راهی است که من دوست دارم غذا بخورم. من تصمیم گرفتم که نوشیدن نوشابه را متوقف نکنم ، اما بازی آب خود را نیز بهبود بخشیدم زیرا واقعاً طعم خوبی دارد ، می دانید؟ گاهی اوقات فقط آب این کار را می کند. اما من همچنین در زندگی ام به یک چرخش شیرین احتیاج دارم ، و بله ، من آب selzer را امتحان کرده ام ، که من نیز آن را دوست دارم ، اما این همان چیزی نیست که حتی سعی نکنید آن را بکشید.

اگر صادقانه بگویم ، در جنبه منفی ، بیش از هر زمان دیگری در زندگی احساس می کردم. بدترین چیز در مورد اخراج وقتی که من انجام دادم این بود که بیمه درمانی من به تازگی از اول ماه مه شروع شده بود و این بیمه خوبی بود – درست مثل پلاتین ، عزیزم! من واقعا منتظر استفاده از آن بودم. بنابراین این از پنجره بیرون است و من مشکلی نخواهم داشت بدون آن به پزشک مراجعه کنم ، مگر اینکه در بستر مرگ باشم ، و حتی در این صورت ،

…؟

تمام بدنم دائماً درد می کند. همه چیز تا انگشتان من است. بعضی از روزها بهتر از روزهای دیگر هستند ، اما اخیراً واقعاً روزهای خوبی نبوده است. واقعاً بسیار مضحک است و واقعاً دلسرد کننده است. ورزش جز برای کمک به راه اندازی باغ سبزی اتفاق نیفتاد و من احتمالاً روی درد کار می کنم و در قسمت های دیگر حیاط کار می کنم که دوست دارم دوباره زیبا به نظر برسم. من فقط … نمی دانم. سخت است.

بنابراین من آنجا هستم. اوه ، و من ترک خوردم! بزرگ.

بگو چه اتفاقی برایت می افتد! خیلی دوست دارم بشنوم.

دیدگاهتان را بنویسید