چرا من زیاد غذا می خورم؟ 5 مورد از شایع ترین علل


آیا تا به حال فکر کرده اید که “چرا من با عصبانیت غذا می خورم؟”

اگر تا به حال یک قسمت خوردن بیش از حد را تجربه کرده اید که در آن احساس می کنید کنترل ندارید یا نمی توانید غذا را متوقف کنید ، احتمالاً این فکر را داشته اید.

در طول سالهای آموزش من ، برایم آشکار شد که پرخوری بسیار بیشتر از آن چیزی است که بسیاری از مردم تصور می کنند.

پرخوری یکی از شایع ترین چالش هایی است که بسیاری از اعضای ما قبل از پیوستن در روش تغذیه ذهن آگاه تجربه می کنند. چه آنها این را به صورت هفتگی تجربه کنند یا در شرایط خاصی ، آنها گیج ، غرق شده و مطمئن نیستند که دقیقاً چه اتفاقی می افتد ، چرا این اتفاق می افتد و چگونه می توانند به جلو حرکت کنند تا رابطه خود را با غذا متعادل کنند.

هنگامی که بهتر می توانید بفهمید چه چیزی باعث گرایش به پرخوری شما می شود ، می توانید مراحل پیشگیری از آن را آغاز کرده ، رابطه خود را با غذاها التیام بخشید و تعادلی را که دوست دارید برقرار کنید.

خوردن بیش از حد چیست؟

قبل از اینکه در مورد علل ایجاد کننده آن صحبت کنیم ، باید آنچه را که واقعاً هست و همچنین آنچه نیست را بررسی کنیم.

اول و مهمتر از همه ، دو سطح پرخوری وجود دارد. ما اختلال خوردن بیش از حد داریم ، سپس قسمت ها ، عادات یا روندهای خوردن بیش از حد داریم.

بیماری خوردن بیش از حد

بر اساس گزارش اختلال خوردن ملی (NEDA) ، اختلال پرخوری عبارت است از: “دوره های مکرر خوردن مقدار زیادی غذا ، احساس از دست دادن کنترل در طول پرخوری ، احساس شرم ، ناراحتی یا احساس گناه بعدا”.

به طور خاص ، با خوردن مقدار زیاد و به میزان قابل توجهی غذا بیشتر از آنچه معمولاً در یک دوره زمانی 2 ساعته یا کمتر در نظر گرفته می شود ، مشخص می شود. مردم همچنین در طول این قسمت ها عدم کنترل را تجربه خواهند کرد. آنها ممکن است احساس کنند که نمی توانند خود را متوقف کنند یا عمدا غذا نخورند.

به گفته NEDA ، این قسمت های توصیف شده به طور متوسط ​​حداقل هفته ای یک بار به مدت 3 ماه رخ می دهد تا به عنوان اختلال پرخوری در نظر گرفته شود.

علاوه بر این ، اختلال خوردن بیش از حد شایع ترین اختلال خوردن در ایالات متحده است. تحقیقات نشان می دهد که 1.25 women از زنان و .42 of از مردان دارای اختلالات خوردن بیش از حد هستند.

قسمت های غذای اضافی

حالا بگویید برخی از علائم را تجربه می کنید که ما به تازگی آنها را پشت سر گذاشته ایم. شما وعده های بزرگتر از حد متوسط ​​مصرف می کنید ، کنترل خود را از دست می دهید و ممکن است پس از آن احساس ناراحتی یا گناه کنید.

اما برعکس ، شما این قسمت ها را کمتر از آنچه در بالا توضیح داده شد ، یا شاید با شدت کمتر تجربه می کنید.

اگرچه ممکن است اختلال پرخوری نداشته باشید ، اما هنوز قسمت های پرخوری را تجربه می کنید.

چرا من زیاد غذا می خورم؟

پس چرا اتفاق می افتد؟ دلایل مختلفی برای این قسمت ها وجود دارد. شما ممکن است در نتیجه یکی از این دلایل یا ترکیبی از برخی از آنها به این شکل غذا بخورید.

بیایید با برخی از شایع ترین علل پرخوری صحبت کنم که من آنها را به عنوان مربی خیریه و متخصص تغذیه ثبت نام می کنم.

5 دلیل پرخوری

1. به اندازه کافی غذا نخورید

یکی از شایع ترین دلایلی که افراد با پرخوری مواجه می شوند ، عدم مصرف کافی غذا یا محدود کردن خوردن آنها است.

محدودیت عمدی

محدودیت می تواند در شرایط مختلف بسیار متفاوت به نظر برسد. به عنوان مثال ، ممکن است شامل محدودیت وعده های غذایی کامل ، غذاهای خاص یا محدودیت بخشی باشد.

این اغلب نتیجه رژیم های مزمن است که منجر به شروع و توقف مکرر چرخه می شود. این امر به طور کلی در نتیجه قوانین و مقررات تغذیه خودسرانه رخ می دهد.

برای اینکه کمی بیشتر به شما بگویم ، وقتی بدن اغلب غذای کافی دریافت نمی کند ، در نهایت به نقطه شکست می رسد. نياز به اراده است تا بدن غذاهايي را كه مي خواهد و نياز دارد محدود كند. از آنجا که قدرت اراده محدود است ، این اراده به پایان می رسد و دریچه های سیل باز می شود.

اندازه های جزئی از پشت بام عکس می گیرند و خودکنترلی به سمت جاده می رود. بدن سعی می کند کمبود غذایی را که تجربه کرده است جبران کند.

در پایان این قسمت ها ، مردم اغلب خود را بیش از حد پر ، متورم ، خجالت زده و ناامید می کنند. این باعث می شود که آنها در تلاش گمراه کننده برای “جبران” یا “رفع” آخرین قسمت یکنوع بازی شبیه لوتو به حالت بازدارندگی بازگردند.

محدودیت ناخواسته

همچنین لازم به ذکر است که برخی از افراد به اندازه کافی بد غذا نمی خورند.

یکی از اعضای ما در حال تحصیل در امتحانات حقوقی خود بود که شب ها دچار پرخوری شد. با بررسی عادات او ، متوجه شدیم استرسی که او سرکوب می کند اشتهای او را سرکوب می کند و باعث می شود او در طول روز چیزی جز یک پروتئین مصرف نکند. وقتی سرانجام پس از یک روز کامل از کتابخانه به خانه بازگشت ، حریص بود و بدنش جبران می کرد آنچه را که دریافت نکرده بود.

بعد ، او غذا را با خود بسته و یادآوری هایی را تنظیم کرد ، بنابراین مطمئن شد که غذای مورد نیاز خود را در طول روز دریافت می کند.

2. نسبت اخلاق به غذا و طرز فکر کمیاب

چه شما آن را محدود کنید یا نه ، وقتی اخلاق بازی می کند ، غذای اضافی اغلب درست در کنار آن قرار می گیرد.

وقتی می گویم نسبت دادن اخلاق به غذا ، آنچه من در اینجا به آن اشاره می کنم این است که فکر می کنم غذا خوب یا بد ، درست یا غلط ، درست یا غلط است.

کسانی که اخلاق را به غذا نسبت می دهند ، اغلب غذاها را خوب می نامند و هنگام مصرف آنها احساس غرور می کنند. آنها به نوبه خود به غذاهای لذت بخش تری اشاره می کنند که ارزش غذایی آنها به اندازه غذاهای بد ارزش ندارد. آنها وقتی از این غذاهای لذت بخش استفاده می کنند احساس گناه یا شرم می کنند.

وقتی چنین اخلاقی را به غذاها نسبت می دهیم ، غذاهای “بد” بسیار جذاب هستند. وقتی این غذاها مصرف می شوند ، ممکن است احساس کمیابی یا فوریت احساس شود. طرز فکر نادر ممکن است شما را به این باور برساند که چون نیازی به خوردن این غذاها ندارید ، آنها باید سریعتر یا بیشتر از حد معمول غذا بخورند.

دلیل این امر از این ایده ناشی می شود که این ممکن است “تنها فرصت” شما برای خوردن غذا باشد. یا ممکن است به خود بگویند که این “آخرین باری” است که چنین چیزهایی را مصرف می کنند ، بنابراین باید مقدار زیادی داشته باشند تا واقعاً از این تجربه “سود” ببرند.

این طرز فکر می تواند ناخواسته منجر به خوردن بیش از حد غذا یا اختلال خوردن بیش از حد در طول زمان شود.

3. از وعده های غذایی متعادل استفاده نکنید

ما همیشه در مورد غذاهای متعادل و مغذی در Nutrition Stripped صحبت می کنیم! برای توصیف و تحویل آسان این وعده ها ، از سیستم Fundamental Five خود استفاده می کنیم. تو می توانی راهنمای رایگان ما را بارگیری کنید که شما را از طریق سیستم Fundamental Five به ایجاد غذاهای متعادل می رساند که می توانید برای تهیه یا طبخ تازه این هفته از آنها استفاده کنید!

اصول اولیه پنج وعده غذایی عمدتاً شامل منابع کامل پروتئین ، کربوهیدراتهای نشاسته ای و قندی ، کربوهیدراتهای غیر نشاسته ای ، چربیها و عوامل طعم دهنده است.

هر یک از ذرات بدن را به شیوه ای متفاوت و حیاتی تغذیه می کنند. هنگامی که ما گروه های غذایی خاصی (عمداً یا غیر عمد) نداریم ، ممکن است منجر به پرخوری شود.

بدن اصولاً هوس این موارد را می کند زیرا به بدن اجازه می دهد احساس سیری و انرژی کند. آنها به بدن اجازه می دهند در بهترین حالت کار کند!

هنگامی که وعده های غذایی یک فرد عمدتاً شامل غذاهای فرآوری شده است یا مدام برخی از آن موارد را از دست می دهند ، ممکن است کنترل خود را در مورد غذاها از دست بدهند و در نتیجه مقدار زیادی مصرف کنند.

این امر گاهی اوقات می تواند با گرسنگی انجام شود ، اما اغلب فراتر از گرسنگی و سیری طول می کشد. این امر آن را در دسته یک قسمت پرخوری قرار می دهد.

4. احساسات یا استرس های بدون آدرس

وقتی مکانیسم های مقابله سالم و موفق برای افزایش احساسات یا استرس توسعه نیافته باشد ، افراد می توانند در عوض به غذا دست یابند.

استرس و خوردن احساسی کاملاً رایج است ، اما برای مدت زمان زیادی بدون جهت باقی می ماند ، در خوردن زیاد می تواند شروع شود و گلوله برفی شود.

در این سناریو ، غذا خوردن راهی برای منحرف کردن خود از احساسات و استرس هایی است که دارند. آنها لزوماً در نتیجه گرسنگی غذا نمی خورند و بنابراین سیگنال های سیری را نیز نادیده می گیرند. این تقریبا وسیله ای برای بی حسی است.

وقتی گرسنگی و سیری کاملاً نادیده گرفته شود ، می توان غذای اضافی را در مدت زمان کوتاهی مصرف کرد. علاوه بر این ، عدم کنترل را می توان تجربه کرد زیرا اساساً ارتباط ذهن و بدن خاموش است.

اگر می بینید که مکانیسم های مقابله با استرس و افزایش احساسات را ندارید ، شاید شما اینطور غذا می خورید.

5. عزت نفس پایین یا تصویر بد بدنی

بسیار معمول است کسانی که در این قسمت ها شرکت می کنند دارای عزت نفس پایین یا تصویر بدنی ضعیفی هستند. ارتباط بین این دو اغلب تا حدی نتیجه خود خرابکاری است.

اگر متوجه شدید که غذا را هدف قرار می دهید و چیزهایی مانند “من از بدنم ناراضی هستم ، ممکن است فقط بیشتر بخورم” ، “همه چیز در حال حاضر وحشتناک است ، بنابراین چه کسی اهمیت می دهد که من زیاد غذا بخورم.” یا “تغذیه سالم هرگز تفاوتی نمی کند ، بنابراین من هر چیزی را که می خواهم می خورم و هر چقدر که می خواهم می خورم.” ، شما ممکن است به اندازه وسیله ای برای خود خرابکاری بخورید.

غلبه بر پرخوری

برای جلوگیری از پرخوری ، اولین قدم این است که رابطه خود را با غذاها بهبود بخشید.

ایجاد رابطه متعادل با غذاها به شما این امکان را می دهد که غذاهای مغذی و متعادل بخورید و با استرس و احساسات کنار بیایید. به شما این امکان را می دهد که به گرسنگی و سیری خود گوش دهید و از چرخه رژیم غذایی خارج شوید. شما حتی احساس قدردانی و شفقت قوی برای خود و بدن خود ایجاد خواهید کرد.

این دقیقاً همان چیزی است که ما به مردم می آموزیم چگونه با روش تغذیه دقیق خود انجام دهند. ما مراحل را برای بهبود رابطه شما با غذا طی می کنیم. ما به شما می آموزیم که چگونه یک رابطه جدید ایجاد کنید که رشد ، ثبات و پشتیبانی را امکان پذیر می کند.

شما می توانید کارگاه آموزشی رایگان ما را تماشا کنید تا بیاموزید که چگونه با انتخاب های غذایی خود تعادل بیشتری داشته باشید تا از خوردن غذاها و وسواس رژیم غذایی فارغ باشید ، وزن متعادل خود را حفظ کرده و رابطه مثبتی با غذا و بدن خود برقرار کنید.

دیدگاهتان را بنویسید