هدیه دردناک بازیگر معروف شب های برره


محمد شری بازیگر معروف شب های برره از وضعیت فعلی، مشکلات اقتصادی و مستاجر بودنش می گوید.

به گزارش وقت صبح جام جم؛ محمد شری با نقش های متفاوت خنده بینندگان تلویزیون را برانگیخت، از سالارخان «شبح بری» و ناظر مدرسه «والدین پارسیر» تا فرخ از سریال «شارخونا» و سرهنگ پلیس در «ساختمان پزشکان».

وی آخرین بار در تابستان ۱۳۸۸ در سریال توام در تلویزیون دیده شد و در این بین در دو سریال شبکه نمایش خانگی خاتون و جران دیده شد و هم اکنون در یک قسمت پخش می شود. از قسمت دوم فصل سریال «مستوران» با پایان بازپخش سریال «بایکوت عشق» از شبکه یک سیما پخش می شود.

این بازیگر پیشکسوت تلویزیون و سینما تاکید کرد که اگر خبرنگار خارجی از وضعیت فعلی او، کشور و شهروندانش سوال کند از مشکلات صحبت نمی کند. وی در این حدیث به مشکلات اقتصادی و افزایش جرایم ناشی از آن نیز اشاره می کند و ابراز امیدواری می کند که روزهای بهتری را شاهد باشیم.

بعد از سریال «دوقلوها» که در تابستان ۱۳۸۸ از شبکه دو پخش شد، تا امروز که در یکی از قسمت های فصل دوم «مستوران» بازی می کردید، در هیچ سریال دیگری حضور نداشتید.

در این سه سال چه شد که با وجود اینکه در دو قسمت شبکه نمایش خانگی «هاتون» و «جران» بازی کردید، در تلویزیون نبودید؟

دوست دارم در آثاری بازی کنم که از نظر داستانی برای مخاطب حرفی برای گفتن داشته باشند. برای همین خیلی سخت انتخاب کردم و شاید همین محدودیت ها باعث شد کمتر حضور داشته باشم.

من افراد زیادی دارم که این را می گویند؛ کسانی که تکرار همان سریال های قدیمی را از شبکه هایی مانند آی فیلم و تماشا می بینند می گویند که سریال قدیمی از کیفیت بالایی برخوردار بود.

من بارها گفته ام که اگر واقعاً می خواهید بچه ها و نوجوانان ما به تلویزیون ماهواره ای نروند، خودتان برای آنها غذا درست کنید.

ما شبکه های زیادی در تلویزیون داریم و باید بتوانیم این تغذیه را تامین کنیم، بدون آن نمی توان انتظار داشت مردم به بیراهه بروند و جذب شبکه های ماهواره ای نشوند.

سازندگان به سراغ ساخت آثاری می روند که آینه جامعه است

مشکلات کنونی جامعه کم نیست و بهتر است سازندگان نمایشنامه بروند و کارهایی را انجام دهند که آینه ای از جامعه باشد و مردم با تماشای آنها بتوانند خود و مشکلاتشان را ببینند.

در واقع در قالب انجام یک تجارت خوب، می‌توانیم کسب‌وکارهایی را ایجاد کنیم که برای مردم قابل باور باشد و آنها را جذب کند و حرفی برای گفتن داشته باشد.

در حال حاضر مشکلاتی مانند افزایش جرم و جنایت بعد از افزایش فقر داریم و می توان در این زمینه اطلاعات جمع آوری کرد. در کنفرانس های مطبوعاتی خود بارها خواستار تشکیل اتاق فکر و تصمیم گیری برای جوانان، نوجوانان و نسل رو به رشد شده ام.

این نسل صبح که از خواب بیدار می شوند در فضای مجازی اخبار مربوط به جرم و جنایت را می بینند و می خوانند که به راحتی از طریق موبایل در دسترس است و اگر مشکل اقتصادی داشته باشد قبح این کار در چشمانشان محو می شود.

به پدری که سرش را روی شانه من می گذارد و گریه می کند که نانی برای سیر کردن پسرش نیست چه بگویم؟ آیا باز هم می توانم مثل قبل جلوی دوربین سریال بروم؟ به خدا شهادت می دهم که قسم خوردم دیگر مصاحبه نکنم، چون اگر مصاحبه می کردم باید از سر رحمت به کشورم و مردم این مسائل را بیان کنم. مشکلاتی که ابتدا باید حل شود تا بعد بتوانیم به موضوع فرهنگ و هنر بپردازیم.

به مسائل اقتصادی اشاره کردید، اگر اشتباه نکنم هنوز هنرمندی هستید که سال هاست کار می کنید؟

بله، من هنوز یک مستاجر هستم، برخی می گویند در گذشته اشتباه می کردم و به روزی فکر نمی کردم که رویای من برای خانه دار شدن باشد.

در گذشته، اگر شخصی برنامه ریزی مالی می کرد و تا یک تاریخ خاص به پس انداز و خرید چیزی ادامه می داد، به آنچه می خواستید می رسیدید، اما اکنون احتمال این اتفاق بسیار کم است و هنوز قیمت هایی دارید.

اگر من یک روزنامه نگار خارجی بودم، هرگز مسائل داخل کشورم را به شما نمی گفتم و از شما گلایه نمی کردم، اما حالا می گویم چون درد ما مشترک است، کشور ما مشترک است و همه می خواهیم ببینیم چه چیزی است. روزهای بهتر هستند

به افزایش جرم به دلیل مشکلات اقتصادی اشاره کردید.

بله، من از تحقیر رنج می برم. ساعت ۱۱:۳۰ یک موتورسوار با بیل، فقط می‌توانستم تیزی آن را که در تاریکی شب سوسو می‌زند، ببینم.

آنها هم مرا معرفی کردند و یکی از من پرسید: “هستی؟!” گفتم گوشیم هیچ ارزشی نداره ولی شماره هاش برام مهمه و اگه مرد هستی قطعش نکن. چهارصد پول داشتم که می دادم و یکی گفت خوش شانسی که دوستت داریم.

بالاخره اتفاقی افتاد که نمی دانستم بخندم یا گریه کنم. برگشتند و ۵۰ هزار تومان از آن پول را پس دادند تا من به خانه بروم. چهار بار دزدی شده ام و هیچ وقت پولم را پس نداده اند، در این صورت همه ما تجربه هایی در این مورد داریم، چگونه با پخش یک کمیک مردم را بخندانم؟!

پس شما فکر می کنید اول باید تا حدودی به این مسائل پرداخته شود و بعد از فرهنگ و هنر صحبت کنیم.

دقیقاً می گویند نان نمی خورد بلکه پیاز می خورد تا اشتهایش را باز کند. ابتدا باید به مسائلی که اشاره کردید بپردازیم و سپس از مردم بخواهیم سریال های تلویزیونی را تماشا کنند.

نکته دیگر این است که این روزها با حاشیه هایی که پیرامون بازیگران مرد ایجاد شده، از این کار متنفرم و متاسفم که هر لحظه ممکن است فردی بدون دلیل و مدرک، دیگری را به آنچه می خواهد متهم کند. برای او.

این روزها اگر بازی در سریال طنز، نقش جذابی مثل سالارخان «لیالی پری» و نه تکراری آن به شما پیشنهاد شود، قبول می کنید و جلوی دوربین می روید؟

اگر چیزی با این کیفیت ساخته و ارائه شود، بله. من زندگی می کنم، خرج می کنم، اما دیگر آن احساسی را که در آن زمان داشتم، ندارم.

همه ما بازیگر هستیم و در این بین من همانی هستم که برای کارم انتخاب می کنم و فقط باید قوانین و مقررات را برای رفتن جلوی دوربین رعایت کنم. در غیر این صورت، فرض کنید دوربین بدون اطلاع شما، صبح روز بعد که از خواب بیدار می‌شوید، فیلمی از کارهایی که انجام داده‌اید تا شبی که به رختخواب برمی‌گردید، می‌گیرد و در پایان شب برای شما جمع‌آوری می‌کند.

این را در کلاس های بازیگری هم می گویم. ما همینطوریم اما در قالب طنز، درام، حماسی یا چیز دیگری.

من وابستگی خود را به حرفه افراد پیدا می کنم

خسته نباشید با ضبط «شب های برره» آقای الزرگامی که از پشت صحنه آمده است. به من گفت از روی متن چیزهایی می گویی! گفتم آقا! این لطف خداست و چیزی از بالا. وابستگی خود را عمدتاً به وابستگی مردم می‌دانم و کاری را که جلوی دوربین انجام می‌دهم از خود مردم می‌گیرم.