تحقیقات نشان می دهد که رژیم غذایی ممکن است باعث افسردگی شود – و از آن جلوگیری کند


اعتبار عکس: Flickr / Ian Sane

من همیشه گزارشی از تغذیه و افسردگی احساس می کنم زیرا من فردی هستم که در بحث تغذیه تخصص دارد و کسی که با افسردگی زندگی می کند

مردم هرگز نمی خواهند بپذیرند که افسردگی فقط “بودن در سطل زباله را انتخاب نمی کند”. به همین ترتیب ، مردم از اذعان اینکه غذاهایی که مردم به ندرت در مورد “انتخاب” هستند ، خودداری می کنند. بخشی از مواردی که احترام به این دو نکته را مشکل می کند این است که به نظر می رسد بسیار مخالف چگونگی آن است خودشان زنده. “من فقط ناراحتی را انتخاب نمی کنم وقتی ناراحت هستم” با همان راحتی گفته می شود “من فقط پف پنیر را بر می دارم.” همچنین وضعیتی به این آسانی نیست برای همهبه

و به همین دلیل است که من در مورد نحوه برخورد با این موارد بسیار حساس هستم ، زیرا اگر حقیقت این باشد است که تغذیه بر خلق و خوی تأثیر می گذارد ، بنابراین به راحتی می تواند “خوب است اگر غذاهای متنوع را انتخاب کنید ، از افسردگی رهایی خواهید یافت.” ارتباط بین ورزش و افسردگی نیز مشابه است – به سرعت چنین می شود: “خوب ، اگر شما فقط مفصل … “

هرگز به این سادگی نبوده است.

پس از گفتن همه اینها ، بیایید به آن بپردازیم:

محققان دانشگاه کالج لندن به تازگی تحقیقی را انجام داده اند که در مجله روانپزشکی مولکولی منتشر شده است و نقش تغذیه در افسردگی را مورد بررسی قرار داده است.

برای انجام این کار ، آنها 41 آزمایش مشاهده ای را در مورد این موضوع ، که شامل داده های بیش از 32000 بزرگسال بود ، مورد بررسی قرار دادند. شرکت کنندگان از رژیم سنتی مدیترانه ای پیروی کردند که سرشار از غذاهای گیاهی مانند سبزیجات ، میوه ها ، حبوبات ، آجیل ، روغن زیتون و ماهی است.

پس از تجزیه و تحلیل نتایج ، آنها دریافتند که رژیم مدیترانه ای با 33 درصد کمتر در معرض خطر افسردگی است ، در مقایسه با رژیم های غیر متفاوتی.

کامیل لاسال ، نویسنده ارشد ، در بیانیه ای گفت: “شواهد قانع کننده ای وجود دارد که نشان می دهد بین کیفیت رژیم غذایی و سلامت روانی شما رابطه وجود دارد.” “این رابطه از تاثیر رژیم غذایی بر اندازه بدن یا سایر جنبه های سلامتی که به نوبه خود می تواند بر روحیه شما تأثیر بگذارد ، بیشتر است.”

آنها همچنین رژیم غذایی ضد التهابی مرتبط با خطر بیشتر افسردگی را نشان دادند. آنها رژیم غذایی التهابی را به عنوان رژیمی تعریف کردند که معمولاً دارای مقدار زیادی قند ، غذاهای فرآوری شده و چربی اشباع شده است. [source]

بر اساس تمام گزارشات ، رژیم مدیترانه ای تقریباً 100 ingredients مواد اولیه فرآوری نشده است. این محصول اساساً تازه ، دارای مقدار زیادی چربی سالم و مقادیر کمتر گوشت در رژیم غذایی آمریکایی است. بسیاری از منابع آن را سالم ترین رژیم غذایی روی کره زمین دانسته اند ، اما من در مورد آن شک دارم – چیزی که آن را به چنین رژیم غذایی سالم تبدیل می کند عدم گزارش غذاهای فرآوری شده است و مدیترانه تنها منطقه ای نیست که رژیم غذایی رایگان دارد. ذرات بسیار فراوری شده نه تنها این ، بلکه حتی دریای مدیترانه نیز مانند قبل رژیم غذایی خود را نمی خورد. بیشتر یا غذاهای فرآوری شده را به رژیم غذایی خود وارد کنید ، زیرا آنها سالم تر خواهند شد.

وقتی به این فکر می کنم که خوردن احساسات شما به چه معناست ، من فکر می کنم منظور از استفاده از غذاها برای کنترل خلق و خوی شما به جای استفاده از مکانیسم های درمانی سالم است که پیامدهای مضری ندارند. لحظه ای که برای کنترل احساسات خود از غذاها استفاده می کنید ، در چرخه ای قرار می گیرید که در آن بالا و پایین های شما حول آنچه که خورده اید ، داشته و در طول روز خواهید داشت. این یک چرخه منزوی و شرم آور است و بسیاری از ما آن را به درجات مختلف تجربه کرده ایم.

من فکر می کنم استفاده از غذا برای کنترل خلق و خوی شما مستلزم انواع خاصی از غذاها است که به طریقی خاص خورده می شوند ، زیرا غذاخور به دنبال احساس خاصی است … و آنها تا رسیدن به این احساس غذا خواهند خورد. من می دانم که از تجربیات شخصی ام ، احساس “آههههههه” همیشه در کنار رضایت از “تمیز کردن بشقابم” هدف بوده است. هرچند انحرافی بود ، اما واقعیت من بود. و حسی وجود داشت که من غذاهای فرآوری شده را دنبال می کردم.

وقتی تصمیم به ترک می گیرید چه اتفاقی می افتد؟

به گفته محققان ، افرادی که سعی می کنند از خوردن غذاهای بسیار فرآوری شده استفاده کنند ، برخی از علائم جسمی و روانی یکسانی را تجربه می کنند – مانند نوسانات خلقی ، هوس ، اضطراب ، سردرد و خواب ضعیف – مانند افرادی که سیگار را ترک کرده یا از ماری جوانا استفاده می کنند. ، که در 15 سپتامبر در مجله Appetite به صورت آنلاین منتشر شد.

اریکا شولته ، نامزد ارشد روانشناسی در دانشگاه میشیگان ، می گوید: مطالعه جدید اولین شواهد را نشان می دهد که این علائم ترک می تواند زمانی رخ دهد که افراد غذاهای بسیار فرآوری شده را کاهش دهند.

شولته به Live Science گفت که بر اساس علائم خود گزارش شده شرکت کنندگان ، علائم ترک بین روزهای دوم تا پنجم پس از تلاش برای کاهش مصرف ضایعات ، که برابر با مدت زمان زندگی مردم در هنگام ترک دارو است ، شدیدتر بود.

شولته گفت این ایده که غذاها می توانند بعد از استفاده زیاد از سوی برخی افراد اعتیادآور شوند ، موضوعی بحث برانگیز است. وی خاطرنشان کرد: اگرچه تحقیقات قبلی روی حیوانات و انسانها شباهتهای بیولوژیکی و رفتاری بین اختلالات مواد و مصرف اعتیادآور غذاهای بسیار فرآوری شده را نشان داده است ، اما هیچ مطالعه ای در مورد این که آیا کاهش غذای ناخواسته می تواند علائم پرهیز را در انسان ایجاد کند ، بررسی نشده است.

در این مطالعه ، محققان یک ابزار جدید ایجاد کردند که بر اساس مقیاس های ترک مورد استفاده قرار گرفت و برای ارزیابی علایمی که پس از ترک سیگار یا ترک مصرف ماری جوانا در افراد ایجاد می شود ، مورد استفاده قرار گرفت. این پرسشنامه اصلاح شده به بیش از 200 بزرگسال داده شد که طی یک سال گذشته رژیم گرفته بودند و سعی کردند غذاهای ناخواسته را کاهش دهند.

شولته گفت: نتایج نشان داد که علائمی که افراد هنگام ترک سیگار یا ماری جوانا تجربه می کنند نیز می تواند در حذف غذاهای پرمصرف از رژیم غذایی مهم باشد. وی افزود: ترک یک ویژگی کلیدی اعتیاد است و نشان می دهد که این می تواند زمانی رخ دهد که کاهش مصرف غذاهای ناخواسته این فرضیه را که غذاهای بسیار فرآوری شده ممکن است اعتیادآور باشند ، پشتیبانی می کند. [source]

تحقیقی که من در مورد اعتیاد به مواد غذایی انجام داده ام – که مشابه خوردن احساسی عمل می کند – من را به این باور واداشت که اعتیاد به غذا فقط یک موضوع تغذیه نیست ، بلکه یک رفتار و روانشناسی است. اگر غذا می تواند بر روحیه شما تأثیر مثبت بگذارد ، این توانایی را دارید که خود را به آن غذا وصل کنید. وقتی چیزی را که به آن چسبیده اید بردارید ، ممکن است با برداشت مواجه شوید. و اگر این برای برخی از مردم واقعیت دارد ، باید نحوه صحبت در مورد کاهش وزن و تناسب اندام و روش هایی که به آنها کمک می کنیم به اهداف خود برسند را تغییر دهیم.

من این دو مقاله را پیوند دادم زیرا چیزی را برجسته می کند که مردم سعی می کنند با توجه به انتخاب خود آنها را کم اهمیت جلوه دهند. اگر تنها غذاهایی که در ناحیه خود دارید ، آن دسته از غذاهایی است که باعث می شود هنگام تلاش برای تغییر دچار رنج کشیدن شوید ، آیا در صورت تلاش برای ترک سیگار ، آیا شما را قضاوت می کنیم؟ اگر رژیم غذایی باعث حذف مواد غذایی می شود ، آیا حذف نیز می تواند به افسردگی کمک کند؟ به عبارت دیگر ، آیا غذاهای ناخواسته می توانند همانطور که محصولات تازه می توانند به طور مثبت کمک کنند ، تأثیر منفی داشته باشند؟

و اگر چنین است ، آیا نباید اجازه دهیم این اطلاعات بر طرز فکر ما در مورد سلامت عمومی بهتر تأثیر بگذارد؟

نظریه شخصی من در مورد همه اینها این است که هرچه غذاهای فرآوری شده بیشتر به رژیم غذایی آنها وارد شوند ، انتخاب غذای آنها بیشتر بر اساس چگونگی غذای آنها تعیین می شود. احساس کردن و بنابراین ، نه از میزان پر کردن یا رضایت بخش بودن آن. از آنجا که مغز آنها به تدریج به میزان خوردن غذا عادت می کند و سپس در پاسخ به همان مقدار غذا احساس مشابهی را ایجاد نمی کند ، مردم به طور طبیعی مقدار غذای خود را افزایش می دهند زیرا هنوز این احساس را دنبال می کنند. من فکر می کنم این تعقیب احساسات همچنین به این معنی است که مردم حتی به احساسات عمیق تر نیز حساس هستند تصادف می کند پس از بالا که منجر به احساس افسردگی می شود … و چون شما در مورد هورمون های سطح مغز صحبت می کنید ، در مورد افسردگی بالینی صحبت می کنید. و اگر نظریه من درست است ، پس درست است دارد نحوه صحبت ما در مورد غذا ، نحوه تشویق مردم به خوردن غذا و اینکه چرا آنها را تشویق می کنیم که برخی چیزها را اضافه کنند و برخی دیگر را کم کنند.

اندیشه ها؟



دیدگاهتان را بنویسید